خرید بک لینک
هنوز معجزه نازل نشده بى تاب بودم نااميد بودم ديروز امام رضا بهم زنگ زد هق هق گريه سر دادم هيچى نگفتم هيچى نگفت اميد داد آرومم كرد من امروز همون درمانده و بى تاب و عاشق و دلخستم فقط كمى صبورتر ، اميدوار تر ، آروم تر و مطمئن تر ..، منتظرت ميمونم خدا جون ، منتظر اون روزى كه از سر ذوق ميخندم و تو بغلم كردى و تو آسمون دورم ميدى ببين كفتم ... منتظر اون روزى ميمونم كه با خنده هامون عرش رو بلرزونيم ، سه تايى !!! من و تو و اون و چهارده عشق + ٧

برچسب: نویسنده: رها رجبی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 5:51

بی تاب و بی قرار دیدنتم ، خیلی بی تاب ... توی برزخم دست و دلم به هیچ کاری نمیره ، اشک بدون اجازه تو گردی چشمام میچرخه و میچرخه و میچرخه و خودشو محکم میزنه به گونه هامو سر میخوره میاد پایین ، بازیش گرفته دل من بی تابی میکنه و یه جا آروم نمیگیره ، پس کی قراره این روزای پر از دلتنگی تموم شه ؟ پس کی قراره ببینمت ؟ میدونم صبر باید کرد میدونم توکل باید کرد میدونم امید باید داشت ، ولی جسمم دیگه نمیتونه پابه پای من تحمل کنه ، داره کم میاره خدا جون مگه من چی میگم ؟ خیلی چیز سختیه که ازت عشقو بخوام ؟ من میگم اگه قراره زندگی تشکیل شه مگه میشه عاشقش نباشم ؟ سینم خیلی

برچسب: باید از سمت خدا معجزه, نویسنده: رها رجبی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 9:21

پاییز می رسد که همانند سال پیش

خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

او می رسد که باز هم عاشق کند مرا

او قول داده است که به قولش وفا کند

پ ن : از غمت شهریور بیچاره حلق آویز شد

برچسب: آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد, نویسنده: رها رجبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 13:53

صفحه بندی